تبليغاتX
آلاچیق


آلاچیق



 

 

 

 

" جانشيني براي پادشاه "

 

روزي از روزها، پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ

 

با دشمنان از دست داده بود تصميم گرفت براي خود جانشيني

 

 انتخاب کند.پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام

 

دانه ي گياهي داد و از آنها خواست، دانه را در يک گلدان بکارند

 

تا دانه رشد كندو گياه رشد کرده را در روز معيني نزد او بياورند.

 

پينک يکي از آن جوان ها بود و تصميم داشت تمام تلاش خود را

 

براي پادشاه شدن بکار گيرد بنابراين با تمام جديت تلاش کرد تا

 

دانه را پرورش دهد ولي موفق نشد.

 

 به اين فکر افتاد که دانه را در آب و هواي ديگري پرورش دهد به

 

همين دليل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمايش کرد ولي

 

 موفق نشد.پينک حتي با کشاورزان دهکده هاي اطراف شهر

 

 مشورت کرد ولي همه اين کارها بي فايده بود و نتوانست گياه را

 

پرورش دهد.بالاخره روز موعود فرا رسيد. همه جوان ها در قصر

 

 پادشاه جمع شده و گياه کوچک خودشان را در گلدان براي پادشاه

 

 آورده بودند.پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتي نوبت به پينک

 

 رسيد، پادشاه از او پرسيد: پس گياه تو کو؟پينک ماجرا را براي

 

 پادشاه تعريف کرد...در اين هنگام پادشاه دست پينک را بالا برد و

 

 او را جانشين خود اعلام کرد!

 

 همه جوانان به اين انتخاب پادشاه اعتراض کردند.پادشاه روي

 

 تخت نشست و گفت:اين جوان درستکارترين جوان شهر است.

 

 من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم بنابراين هيچ يک

 

 از دانه ها نمي بايست رشد مي کردند.پادشاه ادامه داد:

 

 مردم به پادشاهي نياز دارند که در عين راستگويي و درستكاري

 

با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهي که براي رسيدن به قدرت

 

 و حفظ آن دست به هر عمل ريا كارانه اي بزند!...

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:25 توسط f.mosavi| |

 

 

 

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

 

 

مدرسه عشق

 

 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه در آن همواره اول صبح

 

به ز باني ساده مهر تدريس كنند

 

و بگويند خدا خالق زيبايي

 

و سراينده عشق آفريننده ماست

 

مهربانيست كه مار ا به نكويي

 

دانايي، زيبايي و به خود ميخواند

 

جنتي دارد نزديك، زيبا و بزر گ

 

دوزخي دار دبه گمانم كو چك و بعيد

 

در پي سودايي  است كه ببخشد ما را

 

و بفهماندمان ترس ما

 

بيرون از دايره رحمت اوست

 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه خر درا با عشق

 

علم را با احساس

 

و رياضي را با شعر

 

دين را با عرفان

 

همه را با تشویق تدریس کنند

 

لاي انگشت كسي قلمي نگذارند

 

و نخوانند كسي را حيوان

 

و نگويند كسي را كودن

 

و معلم هر روز

 

روح را حاضر و غايب بكند

 

و به جز از ايمانش

 

هیچ چيزي را حفظ نبايد بكند

 

مغزها پر نوشد چون انبار

 

قلب خالي نشود از احساس

 

درس هايي بدهند

 

كه به جاي مغز دل ها را تسخير كند

 

از كتاب تاريخ جنگ را بردارند

 

در كلاس انشا هر كسي

 

حرف دلش را بزند

 

غير ممكن را از خاطره ها محو كنند

 

تا كسي بعد از اين

 

باز همواره نگويد "هرگز"

 

و به آساني همرنگ جماعت نشود

 

زنگ نقاشي تكرار شود

 

رنگ را در پاييز تعليم دهند

 

قطره را در باران

 

موج را در ساحل

 

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله كوه

 

و عبادت را در خدمت خلق

 

كار را در كندو

 

و طبيعت را در جنگل و دشت

 

مشق شب اين باشد

 

كه شبي چندين بار

 

همه تكرار كنيم:

 

عدل،آزادي،قانون،شادي...

 

امتحاني بشود كه بسنجد ما را

 

تا بفهمند چقدر

 

عاشق و آ گه و آدم شده ايم

 

در مجالي كه برايم باقيست

 

باز همراه شما مدرسه اي ميسازيم

 

كه در آن آخر وقت

 

به ز باني ساده

 

شعر تدريس كنند

 

و بگويند كه تا فردا صبح

 

خالق عشق نگهدار شما

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 19:2 توسط f.mosavi| |

 

 

 

 

سلام مهربون ها

 

 

 دوست عزيز مهدي از وبلاگ * عشق صورتي* من رو به يه بازي دعوت كرده :

 

 

بازي اول: اگه بهت بگن 24 ساعت ديگه ميميري چيكار ميكني؟

 

 

مرگ فقط به آدم سالخورده نزديك نيست

 

به طفل تازه متولد شده نيز همان اندازه

 

نزديك است.

  

من خيلي به مرگ فكر ميكنم به قبر به فشار قبر ، به اون دنيا .. 

 

هميشه از خودم سوال ميكنم جاي من اونجا كجاست با اين همه گناه؟

 

 خيلي از مرگ مي ترسم...آدم هر چي گناهاش بيشتر باشه بيشتر از مرگ

 

مي ترسه اما با اين حال خيلي وقت ها آرزوي مرگ ميكنم ..!!

 

مي دونين وقتي به اين فكر ميكنم كه قراره 24 ساعت ديگه بميرم حالت

 

 كسي رو دارم كه ميخواد بره نتيجه امتحاناتش رو بگيره و ميدونه همه رو

 

 خراب كرده و قبول نميشه!! حالا فرقش اينه كه ديگه اون دنيا نميتونم جبران

 

كنم نه امتحانات تابستوني هست نه تك ماده نه پارتي ..! هيچي نيست

 

 به جز برگه اعمالم.. اون هم چه اعمالي .. رو سياهم ..!

 

اگه بهم بگن 24 ساعت ديگه ميميرم اول از همه حلاليت ميطلبم،اگه كسي

 

 ازم پولي ميخواد بهش ميدم .. وصيت نامه مي نويسم.. و ميرم ميشينم رو

 

 به قبله از خدا طلب بخشش ميكنم،گريه ميكنم،دعا ميكنم، نماز ميخونم،

 

قرآن ميخونم...به این فکر میکنم که تو این دنیا چکار کردم و به حال خودم

 

اشک میریزم و حسرت سالهای از دست رفته رو میکشم بعد هم ميميرم ..

 

 اون دنيا چي ميبينم؟ نميدونم..! با چه رويي ميخوام برم؟ نميدونم

 

جواب منكر و نكير رو چطور ميخوام بدم؟ باز هم نميدونم!!

 

فقط میدونم که از این دنیای زشت  خلاص میشم 

 

همین!! 

 

 

بازی دوم:

 

 

    درس مورد علاقه:

 

 

-     زبان انگليسي،زيست،جغرافي ميدونم به هم ربط نداره اما 5 سال پيش

 

   اين درسا رو خيلي دوست داشتم الان كه چيزي ازشون يادم نيست

 

 

  *  ورزش مورد علاقه:

 

 -    شنا،واليبال

 

 

  *  دوستان وبلاگ نویسی که دوستشون دارم(7تا)

 

   - همه رو دوست دارم... 100 نفري ميشن

 

 

*     دوستان غیر وبلاگی که دوستشون دارم(7تا)

 

   -  دوستان دوران دبيرستان ساناز ,ياسمن, شيرين،ريحانه ..

 

 و مينو زنده نام.. انسيه و فاطمه و نجمه دوستان مشهديم ..

 

دلم خيلي براشون تنگ شده

 

 

   *  رشته تحصیلی مورد علاقه:

 

-     نميدونم..!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 *    خواننده های مورد علاقه:

 

 -    من بيشتر عربي گوش ميدم  .. ايراني قميشي رو دوست دارم

 

 

    بیوگرافی:..

 

 

  

ادامه بازی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 1:3 توسط f.mosavi| |

 

 

 

عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت

 

و رهيدگي از زنجير نفس، بر ميهمانان حضرت حق مبارك

 

 

صبح نشاط دم زد، فیض سحر مبارك

 

عیش صبوح مستان، بر یكدگر مبارك

 

عید گشاد ابرو، بربست رخت روزه

 

این را حضور خجسته، آن را سفر مبارك

 

تیغ هلال شوال، باز از افق علم شد

 

ماه صیام بشكست فتح و ظفر مبارك

 

وقت سحر مؤذن آهنگ عیش برداشت

 

بر گوش روزه داران این خوش خبر مبارك

 

انجام خیر دارد، فكر شراب و ساقی

 

بحث فقیه و زاهد بر خیر و شر مبارك

 

طبع حكیم و صوفی هر كس به طالعی زد

 

این راست نفع میمون آن را ضرر مبارك

 

شاعر: لاهيجي

 

 

 

عید فطر، براستی عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای

 

خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود.

 

رمضان کوره ای است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن

 

 سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو

 

 روزی نو و انسانی نو است.

 

وقتی بهار به پایان می رسد همه درختان در فراقش برگ ریزان می شوند.پاییز، برگ برگ

 

 اندوه باغ است از رفتن بهار. بهاری که دل های مرده بی جوشش را به پویش کشانده بود

 

 وبه مانند ردیف شناس موسیقی زنده اُنس همه را صلای بیداری داده بود. چه سخت است وداع بهار.

 

 و چه سخت تر وداع با بهارِجان. بهار فرصت های ناب. بهارِ مجال های مغتنم بیداری.

 

 بهاری که به ناگاه بر همه تار و پود جان انسان می وزد و همه هستی ما را

 

به یک کرشمه وزش خود به آشتی با محبوب ازل فرا می خواند.

 

 "فطر"؛ همان هنگامه زیبایی است که از پس سی روز فرمانبرداری از مهربانترین یار، رخ می نماید.

 

 پایان ماهی است که همه درهای ملکوت به جانب عابدان باز شد و شیطان لعین دربند و گرفتار

 

 و بهار دل های بی قرار سرمست از لطف محبوب برقرار گردید. اکنون زمان آن است تا برای همیشه

 

 براثرتمرین رمضان، زمام جان را از هر چه منیت و کبر است باز کنیم و دل ها را ظرف

 

 ضیافت پیوسته حضرت حق گردانیم. فطر چیدن میوه هایی است که از متن باغستان های بی نظیر

 

 فطرت بر می آید.عید، میعادی در زمان و فطر، میثاقی با فطرت است؛ چرا که رمضان دعوتی است

 

به بازیافتن آن خودِ گمشده؛ و ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده؛ و ضیافتی است برای تناول

 

 از ميوه تقوا. پایان این میهمانی خدایی، عید پذیرش است. عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه

 

 و تهذیب نفس عید ذکرهای فرخنده شبانه، عید انقیاد خواسته ها، عید محرومیت نفس اماره. فطر

 

 سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و مومنانه است.

 

 مُهر قبولی انفاق هایی که در امتداد قصد قربت انجام شد. فطر؛ پایان نامه دوره ای

 

 زیبا از ایثار و گذشت است.

 

 

افسوس كه ماه رمضان آمد و رفت

 

آن توبه ده پیر و جوان آمد و رفت

 

از بهر صلاح كار ما آمده بود

 

از دست فساد ما به جان آمد و رفت  

 

افسوس كه ایام شریف رمضان رفت

 

سی عید به یك مرتبه از دست جهان رفت

 

افسوس كه سی پاره این ماه مبارك

 

از دست به یكباره چو اوراق خزان رفت

 

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ

 

فریاد كه زود از سر این گله شبان رفت

 

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت

 

شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

 

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم

 

ماهی كه شب قدر در او بود نهان رفت

 

تا آتش جوع رمضان چهره بر افروخت

 

از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

 

با قامت چون تیر در این معركه آمد

 

از بار گنه با قد مانند كمان رفت

 

برداشت ز دوش همه كس بار گنه را

 

چون باد سبك آمد و چون كوه گران رفت

 

چو اشك غیوران ز سراپرده مژگان

 

 دیرآمد و زود از نظرآن جان جهان رفت

  

شاعر:علي تبريزي

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:44 توسط f.mosavi| |

 

 

 

عید فطر صحنه ای از قیامت

 

 

حضرت علی (ع) به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن

 

این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:

 

ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران

 

در آن مأیوس و نا امید می گردند.دنیا محل مسابقه است و آخرت، زمان اجر گرفتن؛ بهشت، جایزه برندگان

 

این مسابقه و جهنم جزای واماندگان است.آری عید فطر، شبیه ترین روز به روز قیامت است. چون

 

در قیامت عده ای که زیان کارند، تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند

 

 رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند.

 

در آموزه های دینی ما تاکید شده است که وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید،

 

به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت.

 

وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و

 

 از شما حسابرسی می کنند. وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به

 

منازل خود در بهشت خواهید رفت.

 

ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین

 

روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: "هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد

 

 پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید."

 

اکنون صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا

 

 تکلیف است؛ براستی چه کند؟ از آمدن آن یک دلشاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟

 

عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر

 

 پاک رمضان عاید منزل جان انسان ها می شود."عيد" در لغت از ماده "عود" به معنی بازگشت است

 

 لذا روزهایی را که دشواری های قومی و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های

 

نخستین فطری باز می گردند،

 

عید می نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه رمضان یا انجام فریضه

 

 بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، کوچ دوباره می کند، و آلودگی هایی که بر خلاف

 

 پیمان نامه فطرت است، از میان می رود.

 

کلمه "فطر" به معنی شکستن روزه است. بعد از آن اولین روز ماه شوال (دهمین ماه در تقویم اسلامی) آغاز

 

 می شود که با درخشش ماه شوال و به محض رویت خجسته آن روی می دهد. برخلاف عادات پیشینیان

 

 برای رصد این ماه از وسایل و تجهیزات مجهز رصد استفاده می شود.پس از رویت ماه در روز بعد مسلمین

 

 با پوششی نظیف و پاکیزه درحد بضاعت در مساجد جمع شده و با تکبیر و آداب مربوط به این روز

 

 پیروزی بر شیطان درون و برون را به یکدیگر تبریک می گویند.

 

زکات فطره یکی از آداب مهم در این ماه است که برای هر فرد به میزان حدود دو کیلوگرم از قوت غالب در

 

 نظر گرفته شده است."عید فطر" یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است. مسلمانان روزه دار که ماه

 

رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن، آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند

 

 اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند

 

 اجر و پاداشی که خداوند، خود به آنان وعده داده است.

 

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن

 

 برداشته می شود و مؤمنان رخصت می یابند تا در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

 

 

عید سعید فطر پیشاپیش بر همه عاشقان روزه دار

مبــــــارک  بــــاد

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 19:10 توسط f.mosavi| |

 

 

 

 

دعاي روز بيست وهفتم

 

اَللّـهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَصَيِّرْ

 

خدايا فضيلت شب قدر را در اين ماه روزيم گردان و بگردان

 

اُمُورى فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْيُسْرِ وَاقْبَلْ مَعاذيرى وَحُطَّ عَنّىِ

 

كارهايم را در آن از سختى به آسانى و عذرهايم را بپذير و ورز و

 

الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ

 

گناهم را بريز اى مهربان به بندگان شايسته ات

 

 

 

 

   حرف شیطان را باور می کنی؟

 

 

   آن یکی، «الله» می گفتی شبی

 
   تا که شیرین می شد از ذکرش لبی


  گفت شیطان: آخر ای بسیارگو


  این همه «الله» را «لبیک» کو؟


  می نیاید یک جواب از پیشِ تخت


  چند «الله» می زنی، با روی سخت ؟


  او شکسته دل شد و بنهاد سر


  دید در خواب، او خَضِر را در خَضَر


  گفت: «هین، از ذکر چون وامانده ای؟


  چون پشیمانی، از آن کش خوانده ای؟


  گفت: لبیکم، نمی آید جواب


  زان همی ترسم، که باشم ردّ باب


  گفت: آن «الله» تو «لبیک» ماست


  وان نیاز و درد و سوزت، پیک ماست


  ترس و عشقِ تو، کمندِ لطف ماست


  زیر هر یا ربّ تو، لبیکهاست

 


       مثنوی، مولوی 

 

 

 

   این هم بد عادتیست که ما داریم ! اینکه تا نیایشی می کنیم یا دو صفحه دعا

 

   می خوانیم ، کمی مکث می کنیم این طرف و آن طرف را نگاهکی می اندازیم

 

   کمی هم جابجا می شویم صدایی صاف می کنیم ،منتظریم که فرشته ای به ما

 

   نازل شود و از جانب حق تعالی مائده ای آسمانی برایمان بیاورد و ما بگوییم

 

   "دست شما درد نکند ، حالا مطمئن شدم دعایم را شنیدید"!


   یک آقایی گویا زمان جناب مولوی همین مشکل را داشته که ما الان داریم..

 

   با این تفاوت که وقتی ذکرهایش را گفت شیطان هم وارد صحنه شد و گفت

 

   "ای بابا حالا این همه صدا کردی یک بله شنیدی بیچاره؟

 

   ماشالا عجب رویی داری ها! "


 

   این آقا سر افکنده شد و از سر سجاده بلند شد و رفت و خوابید. تا به خواب رفت

 

   سروشی سبز پوش را به خواب دید . از مرد پرسید چه شد که یاد خدا را رها کردی؟


 

   مگر از دعاهایت پشیمان شده ای؟ مرد گفت : " آخر من پاسخی از طرف خدا

 

   نمی شنوم .شاید مرا از درگاهش رانده باشد."

 

   سروش گفت :


   آن «الله» تو «لبیک» ماست


   وان نیاز و درد و سوزت، پیک ماست


   ترس و عشقِ تو، کمندِ لطف ماست


   زیر هر یا ربّ تو، لبیکهاست


   اگر تو می توانی نام خدا را به زبان بیاوری ، همان دعای تو پاسخ ماست .

 

   همان سوزی که در دل تست نشان لبیک ماست . هر بار که خدایا میگویی

 

   ما چندین بار بله گفته ایم...

 

 

    " نماز روزه هاتون قبول "

        " التماس دعا "

 

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 10:10 توسط f.mosavi| |

  

 

http://parazitt.persiangig.com/images/img/sh/ramedan/3/Ramadan_Kareem%20(48).jpg

 

 

* قرآن در احادیث *

 

 

" عظمت قرآن "

 

قال رسول الله (ص): (فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على خلقه)

 

 رسول خدا(ص) فرمود: برترى قرآن بر ساير سخنان, مانند برترى خداوند است بربندگانش. (1)

 

قرآن در كنار عترت

 

قال رسول الله (ص): ( انى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بها لن تضلوا بعدى :

 

  كتاب الله و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتى يردا على الحوض)

 

 رسول خدا(ص) فرمود: من در ميان شما دو چيز سنگين و (گرانبها) به يادگار مى گذارم:

 

  كتاب خدا و اهل بيت من از هم جدا نمى شوند, تا مرا نزد حوض كوثرملاقات كنند.(2)

 

قرآن خواندن جوان

 

قال الصادق عليه السلام: من قرا القرآن و هو شاب مومن, اختلط القرآن بلحمه و دمه.

 

 امام صادق(ع) فرمود: كسى كه قرائت قرآن كند در حالى كه جوان با ايمان باشد

 

 قرآن با گوشت و خونش آميخته مى شود. (۳)

 

تلاوت قرآن در خانه

 

قال النبى(ص): (نوروا بيوتكم بتلاوه القرآن و لاتتخذوها قبورا" كما فعلت اليهود والنصارى,

 

  صلوا فى الكنائس و البيع و عطلوا بيوتهم فان البيت اذا كثر فيه تلاوه القرآن كثر خيره

 

 و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضيى نجوم السماء لاهل الدنيا)

 

 پيامبر گرامى(ص) فرمود:

 

 نورانى كنيد خانه هاى خودتان را به تلاوت قرآن و آن را قبرستان قرار ندهيد مانند كارى

 

 كه يهود و نصارى كردند, نماز را در كليساها و (كنيسه ها) خواندند و خانه هاى خود

 

  را معطل گذاشتند, پس به درستى كه اگر زياد شود تلاوت قرآن در خانه اى خير و وسعادت

 

  براى اهل آن زياد مى شود و آن خانه مى درخشد و به اهل آسمان نور مى دهد, آنچنان

 

  كه ستاره هاى آسمان به اهل زمين نور مى دهد و مى درخشد. (۴)

 

احترام به قرآن

 

قال رسول الله(ص): من وقر القرآن فقد وقر الله و من لم يوقر القرآن فقد استخف بحرمه الله.

 

 حرمه القرآن على الله كحرمه الوالد على الولد

 

 رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه از قرآن تجليل كند, از خدا تجليل كرده و

 

  كسى كه قرآن را تجليل نكند به حريم خدا اهانت كرده است, حرمت و قدر قرآن

 

  نزد خدا مانند برترى پدر بر فرزند است.(۵)

 

كسانى كه قرآن را به زحمت ياد مى گيرند

 

قال الصادق(ع): ان الذى يعالج القرآن و يحفظه بمشقه منه قله حفظ له اجران

 

 امام صادق(ع) فرمود: كسى كه كشش حافظه اش كم است و با مشقت قرآن را فرا مى گيرد دو اجر دارد. (۶)

  

با خضوع خواندن قرآن

 

قال رسول الله(ص): اقراوا القرآن ما ائتلفت عليه قلوبكم, و لانت عليه جلودكم

 

  فاذا اختلفتم فلستم تقراونه .

 

 رسول خدا(ص) فرمود: مادامى كه در تلاوت قرآن قلوب شما نرم مى شود و در خود

 

  احساس خضوع مى كنيد قرآن بخوانيد و در غير اين صورت حق تلاوت را اداء نكرده ايد.(۷)

     

استعاذه پيش از تلاوت قرآن

 

قال الصادق(ع): اغلقوا ابواب المعصيه بالاستعاذه, وافتحوا ابواب الطاعه بالتسميه.

 

 امام صادق(ع) فرمود: درهاى معصيت رابا گفتن(اعوذ بالله من الشيطان الرجيم)

 

  ببنديد و درهاى طاعت را با (بسم الله الرحمن الرحيم) بگشاييد.(۸)

 

 ----------------------------------------------

 

 پى نوشت :

1ـ بحارالانوار ج 92,ص 17.

2ـ بحارالانوار ج 2, ص 99.

۳ـ الكافى ج 2,ص 603.

۴ـ بحارالانوار ج 92, ص 200.

۵ـ بحارالانوار ج 92, ص 17.

۶ـ بحارالانوار ج 92, ص 202.   

۷ـ قرآن در احاديث اسلامى.

۸ـ بحارالانوار ج 92, ص 2۱6.

 

 

" نام شرکت کنندگان ختم قرآن در ادامه مطلب "

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 10:59 توسط f.mosavi| |

 

 

 

دعاي روز بيست و چهارم

 

 

 اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيهِ ما يُرْضيكَ

 

 خدايا از تو خواهم در اين ماه آنچه تو را خوشنود سازد

 

وَاَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ وَاَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاَِنْ اُطيعَكَ وَلا

 

و پناه برم به تو از آنچه تو را بيازارد و از تو خواهم در آن توفيق براى اينكه

 

 پيرويت كنم و اَعْصِيَكَ يا جَوادَ السّآئِلينَ

 

نافرمانيت نكنم اى بخشنده به خواستاران

 

 

 

اي پروردگار بزرگ 

 

 

ای پروردگار بزرگ . ای بیدار در خوابهای ما . ای آشکار در پنهان ما .هم اکنون که دست

 

 به بالا آورده ايم و از اعماق دل در کران کهکشان ها بر وجود لایتناهیت دعا می کنیم


و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را بانگ می زنیم ... بر ما اجابتی کن

 

 دعاهایمان را. خداوندا در چنین شبهایی بیدارم و بر زبانم ذکر نامت و ذکر صاحب

 

 عدل دارم ...


ای مطلق بر وجودم چیز نا وجودی در عالم ناتوانی در وصفت ، تو را صدا می کند،

 

 ای آنکه از درون دل عذاب، آسايش و آرامش را متولد میکنی. ای خدایی که بر من منت

 

 بندگی نهادی و اجازه سجده بر بارگاه ملکوتیت را می دهی . ای نياز نیازمندی چو من .

 

ای زیبای ساکت من... ای حقیقت خلوت من. ای تفکر وجود من.

 

 ای قدرت مطلق. ای صاحب بر امور من. ای مالک شبهای خسته من . ای مالک روح و

 

جسم من. ای آنکه از هر که بگریزم بر خانه پر امید تو پناه می آورم. ای در شبهای

 

 قدر. ای شنونده دعاهای من .ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم.

 

 ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی . ای آنکه شرمسارم از آن چيزی که به من

 

 دادی و من ندیدم و شکرت نکردم. ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت. ای

 

 موسیقی بی کلام عشق. ای رود زلال روح من. ای خداوند شایسته خداوندی.


تو را به این شبهای عزیز ، تو را به زمزمه های عاشقانه من، تو را به نجوای عاشق با دل

 

تنهایش، تو را به نام بزرگ مردی که در اين شبها نامش به خدا می ماند و شفایش به

 

 بزرگان دیگرت، تو را به آن لحظه ای که مرا خلق کردی.در من قرارده عشق علی را ...


ای خدای بزرگ و یکتا تو خود از اسرار شبانه من از گریه های در بغز روییده من و از

 

دل عاشق من آگاهی . بنده خوبی نبوده ام و جز گناه چیزی در چنته ندارم .


با دستان خالی و یک دنیا امیدواری به تو پناه آورده ام .می گویند غیر ممکن است ...


از دست رفته ای دارم و چشم به راهم و اشک هایم بی اختیار سرازیر .


چشم به راهم و منتظر . دیگر راهی را بلد نیستم و دیگر امیدی برایم نمانده است .

مریضی دارم . نه دوایی و نه درمانی . دست بر سر مانده ام و تنها .


مریضی که در زندگی بسیار سختی کشیده همسر شهید است و مادر شهید

 

آه خدایا فرصتی نیست و راه چاره ای نمی دانم ...می گویند غیر ممکن است .


آه خدایا من فقط تو را می شناسم و بس . مگذار امیدمان را

 

را از دست بدهیم . مگذار تنها دخترش تنهاتر شود(دختر داییم)...

 

نمیتوانم نگاه پر از درد دخترش را ببینم و دم نزنم ای کاش می توانستم یاری اش دهم

 

 دلم به عشق تو خوش و پشتم به وجود تو گرم است .خدایا مریضم را تو درمان کن

 

ای تمام معنی هر چه زیبایی است ای خالق بوی خاک پس از باران.

 

 

مریضان را تو درمان کن



 

خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانیم ...

 

 

 

خدايا همه مريض ها رو شفا بده ... آآآآآآآآمين

 

 

...

 

 

پ.نون ..کسانی که برا ختم قرآن شرکت کردن ۲۰ نفر شدن هر کدوم

 

 از شما شرکت کننده عزیز دوست داره ۲ تا جزء بخونه به من اطلاع بده

 

 تا آخرین ختم رو هم شروع کنیم..منتظرم

 

 

موفق باشین

 

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 12:29 توسط f.mosavi| |

 

 

 

دعاي روز بيست و سوم

 

 

 اَللّـهُمَّ اغْسِلْنى فيهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنى فيهِ مِنَ

 

خدايا شستشويم ده در اين ماه از گناهان و پاكم كن در آن از

 

الْعُيُوبِ وَامْتَحِنْ قَلْبى فيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ يا مُقيلَ عَثَراتِ

 

عيبها و آزمايش كن در آن دلم را به پرهيزكارى دلها اى ناديده گيرنده لغزشهاى

 

الْمُذْنِبينَ

 

گنهكاران

 

 

 

سلام دوستان عزیز امیدوارم که حال همگی خوب باشه

 

شب قدر هم تموم شد خیلی زود میگذره چشم به هم بزنیم

 

ماه رمضان تموم میشه امیدوارم که تونسته باشیم تو این ماه عزیز

 

به خدا نزدیکتر بشیم و کوله بار سفرمون رو سنگین کنیم..

 

 انشاالله که خدا نماز و روزه ها و اعمالمون رو ازمون قبول کرده باشه

 

جاتون خالی دیشب رفتم حرم امام حسین خیلی خیلی خیلی خیلی

 

شلوغ بود اصلا جا برا نشستن نبود مخصوصا برا خانوما..

 

داخل حرم که اصلا جا نبود متاسفانه نتونستم برم داخل

 

 رفتیم پشت حرم اونجا که دارن بنایی می  کنن و سقف برا صحن

 

میسازن رو خاکا نشستیم البته اونجا هم خیلی شلوغ بود ..

 

خلاصه روم رو کردم به حرم و برا همتون دعا کردم اسم کسانی که تو ذهنم بود

 

 رو اوردم سلامتون رو به امام رسوندم گفتم: امام حسین دوستام خیلی مشتاقتن

 

 آرزو میکنن که بیان پا بوست اون ها رو دعوت کن و دلشون رو شاد کن...

 

متاسفانه نتونستم نیابت ازتون نماز زیارت بخونم چون جا نبود فقط

 

تونستم دعا کنم امیدوارم که مستجاب شه و همتون شاد و خوشبخت باشین

 

شب بیست و یکم هم رفتم حرم امام حسین و حضرت عباس

 

 اون روز زیاد شلوغ نبود تونستم به ضریح برسم ضریخ رو که گرفتم

 

از طرف کسانی که ازم خواسته بودن ضریح رو بوسیدم و براشون دعا کرم

 

 ...

 

 

کسانی که برا ختم قرآن شرکت کردن ۲۰ نفر شدن هر کدوم

 

 از شما شرکت کننده عزیز دوست داره ۲ تا جزء بخونه به من اطلاع بده

 

 تا آخرین ختم رو هم شروع کنیم..منتظرم

 

 

موفق باشین

 

 

"التماس دعا"

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 17:2 توسط f.mosavi| |

 

 

 

 

دعاي روز بيست و دوم

 

اَللّـهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ

 

خدايا باز كن برويم در اين ماه درهاى

 

فَضْلِكَ وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فيهِ بَرَكاتِكَ وَوَفِّقْنى فيهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِكَ

 

فضلت را و بركاتت را در آن بر من نازل فرما و موفقم دار در آن به موجبات خشنوديت

 

وَاَسْكِنّى فيهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِكَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ

 

و مسكنم ده در آن وسطهاى بهشتت اى اجابت كننده دعاى درماندگان

 

 

 

 

شب بيست و سوم

 

ليلةالقدر :شب نزول قرآن

 

 

 

ای خدا

 

 

اي دل امشب اندكي آرام باش

 

خالي از كليه ي اوهام باش

 

اي دل امشب پرگشا تا كبريا

 

تا به نزد عرش يكتاي خدا

 

سوي حق رو تا شوي آرام دل

 

اين تويي جانا جدا از آب و گل

 

لطف حق باشد شب قدر است اين

 

سوي او روكن خداوندي ببين

 

توبه كن بخشش همه از سوي اوست

 

بندگي كن تا شوي محبوب دوست

 

اي دل اين ايام را تو قدر دان

 

هر چه خواهي تو بخواه و اين بدان

 

ماه امن و رحمت و غفران بود

 

هركه را گويي به حق مهمان بود

 

گو نياز خود بر آن تك بي نياز

 

سال خود را با دعا امشب بساز

 

«هر چه داري رو كن و نزديك آن

 

بنده ام بخشم تو را تا انتها »

 

بس كن عاشق وقت وصل با خداست

 

هركه خواهد وصل او از خود جداست..

 

 

 

 

قدر، شب مقدرات

 

 

ترجمه سوره قدر:

 

 

ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل

 

كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه)

 

از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا

 

(بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات

 

خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 8:31 توسط f.mosavi| |


Design By : Night Skin