آلاچیق
وقتی بارون میاد، حس میکنم به آسمون نزدیکترم... این چه پاییزیه؟! پاییز بدون بارون که پاییز نیست... خشک... بیروح... دلم بارون میخواد... بارون... بارون... بارون... دلم بارون میخواد که با دلم همراهی کنه... کاش بارون بیاد... بدجور هم بیاد... همه جا رو خیس کنه... همه چیز رو خیس کنه... بوی خاک بارونزده همه جا رو پر کنه...
کاش امشب بارون بیاد... دلم گرفته، بارون میخوام... این روزا ایران حتما بارون زیاد میاد اما اینجا از بارون خبری نیست یادش به خیر وقتی ایران بودیم بارون که میومد من و خواهرم و دختر خالم و داداشم می رفتیم زیر بارون قدم میزدیم از خونمون تا پارک ملت راه می رفتیم .. مسافت خیلی زیاد بود اما اصلا احساس خستگی نمیکردیم.. چه حالی می داد چقدر خوش بودیم و می خندیدیم.. دلم برا اون روزهای خوب تنگ شده. ......................................... پ.نون : بااااااااااااااااااااااروووووووووووووون اومد چند ساعت بعد از اینکه اپ کردم صدای قطره های بارون رو شنیدم آروم آروم و نم نم بارید اونجور که میخواستم نبود خیلی کم بود چند دقیقه بیشتر طول نکشید اما زیبا بود . نمیدونستم دعام اینقدر زود مستجاب میشه ذوق زده و خوشحالم رفتم تو حیاط و نفس عمیق کشیدم کمی هم خیس شدم حس قشنگی بود ببخشید که ناراحتتون کردم.! " حالا میخوام براتون یه داستان بذارم درباره بارون امیدوارم خوشتون بیاد. " معــجزه ي بــــاران ! آن روز یکی از گرم ترین روزهای فصل خشکسالی بود و تقریباً یک ماه بود که رنگ باران را ندیده بودیم، پرندگان یکی یکی از پا درمی آمدند و محصولات کشاورزی همه از بین رفته بودند، گاوها دیگر شیر نمی دادند، نهرها و جویبارها همه خشک شده بودند و همین خشکسالی باعث ورشکستگی بسیاری از کشاورزان شده بود. هر روز شوهرم به همراه برادرانش به طرز طاقت فرسایی آب را به مزارع می رساندند اگر به زودی باران نمی بارید، ممکن بود همه چیزمان را از دست بدهیم و در همان روز بود که درس بزرگی از همیاری گرفتم و با چشمان خود شاهد معجزه ای بودم... " زندگي مار و پله است " همه ما وقتي كوچيك بوديم مار و پله بازي مي كرديم، يادته چقدر هيجان داشت؟ دمت گرم تونستي به يه هدف جامه عمل بپوشوني.. " برگرفته از مجله موفقییت با اندکی تغییر " سلاااااااااااام دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه دلم براتون تنگ شده خیلی ببخشید که این چند وقت دیر به دیر به وبلاگ های زیباتون اومدم و خودم هم دیر آپ کردم .. سرم خیلی شلوغ بود.. دیشب عروسیه خواهرم بود بفرمایین شیرینی دهنتون رو شیرین کنین فکرش رو بکنین عرض یه ماه ۳ تا جشن داشتیم عقد و حنا بندون و عروسی همه کارا رو باید با عجله تموم میکردیم تو ایران فاصله بین عقد عروسی زیاده اما اینجا نه.. خیلی خیلی طول بکشه ۳ ماه .. دیروز وقتی خواهرم رفت همه گریه کردن به جز من!! نمیدونم چرا گریه ام نیومد خوب چیکار کنم خوشحال بودم براش چرا گریه کنم؟!! اصلا این چه رسمیه خوانواده عروس همش باید گریه کنن و ناراحت باشن؟ همه من رو با تعجب نگاه میکردن حالا یکی نبود به من بگه تو که همیشه آبغوره گرفتی و گریه میکنی حالا که وقت گریه اس میخندی؟!! .. دیوونم دیگه هیچ کاریم مثل آدما نیست.. حالا که رفت دلم خیلی براش تنگ شد جاش خیلی خالیه تو تنهایی خودم کلی گریه کردم اما خیلی براش خوشحالم گریه ام به خاطر خودمه چون تنهاتر شدم اسم امسال رو باید بذارم سال ازدواج خیلی از دوستام ازدواج کردن خواهرم ازدواج کرد و همبازی دوران کودکیم که خیلی برام عزیزه .. چه سال قشنگی بود این سال برای همشون خوشحالم و براشون آرزوی خوشبحتی میکنم برای خوشبختی خواهرم و همه جوون ها دعا کنین " خدانگهدار " " آخرين جرعه اين جام تهي " شعر از : زنده ياد فريدون مشيري " به نام مهربانی که آفرید عشق را " سلام به همه ی شما دوستان عزیز و نوجوون ها با اون درگیرن .مهر ومحبت همیشه پسندیده بوده و عرف شرع هم اون رو قبول دارن.. اما این جا یه دنیا حرف پشت یه کلمه قایم شده و اون کلمه هست عشق عشق... خیلی ها میگن علاقه شدید قلبی و بعضی ها میگن تمام احساس پاک یه انسان ولی من میگم هر کی که از عشق حرف بزنه و اون رو تعریف کنه هیچ وقت عاشق نشده چون عشق فراتر از اینه که بخواد بر زبان جاری بشه و در کلام جای بگیره براتون پیش اومده که توی جوی قرار بگیرین و حالتی بهتون دست بده که نتونین با کلام اونو توصیف کنین. حتما توی تلویزیون اونهایی که برای اولین بار میرن مکه رو دیدین وقتی ازشون سوال میشه که چه حسی دارین میگن نمی تونیم توصیف کنیم.عشق هم مثل این جور حالتها توصیف ناشدنیه من تعجب میکنم وقتی کسی عشق رو توصیف می کنه. نذاریم.امروزه توی جامعه ما بعضی از دوستی ها مد شده بین دختران و پسران به نام عشق با هر کی دوست میشن میگن ما عاشقیم ولی بعد از یه مدت اون عشق بزرگ تبدیل میشه به نفرت حالا چرا نمیدونم؟ به نظر شما اون عشقی که ازش حرف میزدن راست بوده؟ اصلا عشق بوده؟ یا عشق های اینترنتی که الان خیلی زیاد شده به نظر شما این دوستی یا عشق آخر و عاقبت داره؟ هوس را هرگز!شاید وقتی علاقه ای که بین دو جنس مخالف هست ابزاری برای تخریب هر یک از طرفین تبدیل بشه وتمام احساس پاکی که داشته اند نابودی یک انسان با این همه وسعت رو داره ؟ طبق آمار از هر صد دوستی خیابانی فقط سه مورد به ازدواج می انجامه و از هر هزار ازدواج اینگونه پنج مورد دوام پیدا میکنه پس 995 تای دیگه چی ؟ انصاف قضاوت کنیم .یکم فکر کنیم و هر چه که به نظر مان میاد بد یا خوب بنویسیم و بعد رو نوشته هامون دوباره فکر کنیم .خیلی دوست دارم نظر شماها رو هم بدونم . منتظر حرفای قشنگتون و انتقاداتتون هستم 
دلم بارون میخواد...
ادامه مطلب

![]()
![]()

![]()
![]()
انشاالله روز عروسی شما دوستان مجرد وبلاگیم 
همه می پرسند
چيست در زمزمه مبهم آب
چيست در همهمه دلكش برگ
چيست در بازي آن ابر سپيد
روي اين آبي آرام بلند
كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال
چيست در خلوت خاموش كبوترها
چيست در كوشش بي حاصل موج
چيست در خنده جام
كه تو چندين ساعت
مات و مبهوت به آن مي نگري
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام
من به اين جمله نمي انديشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل يخ را با باد
نفس پاك شقايق را در سينه كوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاينده هستي را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را ميشنوم
مي بينم
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم
تو بدان اين را تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان با من تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
| Design By : Night Skin |




